الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
251
الغدير ( فارسي )
در بر نمىگيرد ، بهانه شان هم سخن آن سراينده است . ابن كثير در « تفسير » خود ج 2 ص 155 مىنويسد : گفتهاند اگر مرد چيزى را ارمغان فرزندانش گرداند يا بر آنان وقف كند تنها كسانى بايد از آن بهره مند شوند كه يا - بىهيچ ميانجى - فرزند خودش باشند يا فرزند پسرانش ، و اين با دست آويز سخن آن سراينده است كه گفته : « فرزندان ما فرزندان پسران مايند ولى فرزندان دختران ما فرزندان مردان بيگانهاند « پايان و بغدادى در « خزانة الادب گنجينهء فرهنگ و سخنورى » ج 1 ص 300 مىنويسد : اين فراز سروده با همهء آوازه اى كه در نگاشتههاى نويسندگان دستور زبان و جز ايشان دارد گوينده اش شناخته نيست و عينى گفته : نگارندگان دستور زبان اين فراز سروده را گواه آن آوردهاند كه مىتوان « گزاره خبر » را پيش از « نهاد مبتدا » آورد ، دانشورانى هم كه به بررسى در بهرهء كسان از مرده ريگها مىپردازند آن را گواه گرفتهاند هم بر اين كه پسران پسران بايد بهره اى داشته باشند و هم بر اين كه پيوند مردمان به پدران است به همين گونه فقه دانان در بخش « سفارش به سود فرزندان براى پس از مرگ خود » از آن سود جستهاند و دانشمندان معانى و بيان در زمينهء همانند كردن دو چيز . با اين همه نديدم كه كسى از ايشان ، گويندهء آن را شناسانده باشد . و باز گويد : در « شرح كرمانى بر شواهد شرح كافيه از خبيصى » ( نگاشته اى كه كرمانى براى روشنگرى سرودههاى گواه براى روشنگرى خبيصى ( 1 ) از كافية پرداخته ) ديدم مىنويسد : گويندهء اين فراز سروده ابو فراس همام فرزدق پسر غالب است ( 2 ) ،
--> ( 1 ) ن - شمس الدين بوبكر خبيصى كه روشنگرى خود را « المرشح تراوش كننده » نام نهاده است ( 2 ) ن - نگارندهء « جامع الشواهد گردآرندهء فرازهاى گواهى كننده » در ص 91 از نگاشتهء خود ، آن را از عمر دانسته و گويد : اين از سرودههاى عمر پسر خطاب است و اين سخن با رنگى از سياست كه در سروده به چشم مىخورد سازگارتر مىنمايد .